
ترسیم چشم انداز (VISIONEERING)، یادگیری از طریق سناریوها است. ارائه یک چشم انداز اغلب به معنی ایجاد الگوي نوینی از روابط بین عناصر پیشین است این کار را
به روش هاي گوناگونی می توان انجام داد. چشم انداز یکی از نتایج سناریو نویسی در مطالعات آینده پژوهی است. در زبـان انگلیسی از واژه هاي ( Perspective -vision Landscape – outlook ) بـراي چـشم انـداز استفاده می شود. در زبان فرانسوي کلمه (Prospective La ) به معناي رویکرد دورنگر است.
اهداف و چشم انداز بایکدگر در ارتباط هستند پیگیري اهداف ما را به چشم اندازهایمان هـر چـه نزدیکتر می سازد. رسیدن به اهداف موجبات رضایتمندي را فراهم میسازد. اهداف مـی تواننـد آغاز و پایان داشته باشند اما چشم انداز را پایانی نیست. به همین علت، زمانی که انسان نگاه خود را از چشم انداز برمی دارد به پایان راه رسیده است. زیرا همین نگرش بـه چـشم انـداز، منظـور اصلی از پیگیري اهداف آینده پژوهی است.
چشم انداز مفهومی است که با افعال دیدن و نگریستن به موضوعی در دور دست ارتبـاط دارد
و از منظر موضوعی که به آن نگریسته می شود به ویژگی هاي محیطـی اشـاره دارد.
یکی از محققان چشم انداز، به نام جاناتان سویفت دررابطه با تعریـف چشم انداز چنین می گوید: « چشم انداز هنر دیدن پدیده ها به صورت شفاف است ». در برابر این سوال که آیا چشم اندازها را باید کشف نمود ویا آن که بایدتوسـط فـرد یـا سـازمان خلق شوند ؟ این گونه می توان پاسخ داد که، ماهیت چشم اندازها به گونه اي است کـه هـم قابـل کشف شدن و هم قابلیت خلق شدن را دارند، به عبارتی دیگر، چشم اندازها مقوله هـایی هـستند که در محیط خارج از فرد یا سازمان وجود داشته و ضمناً می توانند توسط فرد یـا سـازمان ابـداع شوند.
افراد و سازمان ها براي کشف و یا خلق یک چشم انداز نیازمند نگـرش و دیـد صـحیح و دقیـق هستند که با مبانی شناخت و جهان بینی آنها در ارتباط است. چارچوبهاي فکري ( پارادایم ها ) می توانند محدودیت و قابلیت هاي قابل ملاحظه اي را براي آنها ایجاد نماید. هرچه جهان بینی عمیق و دقیق تر باشد میدان دید وسیع تري را در اختیار فرد و یا سازمان خواهد گذاشـت. این توانایی در نگریستن و صحیح دیدن با میدان دید مناسب را می توان « دیدمان » نامید.
چشم انداز به مثابه روح در کالبـد طـرح و برنامـه هـا اسـت و بـا ایجـاد یـک تـصویر ذهنـی (Mental Picture)، به ترسیم آینده طرح ها و برنامه ها می پردازد. در تمثیلی دیگر می تـوان چشم انداز را به مثابه قطب مغناطیسی شمال زمین و یا ستاره قطبی فرض نمـود کـه کلیـه حرکات را در همه جهات هدایت می نماید بدون آن که خود هدف باشد.
در مقاله اي که توسـط جیمـز کـولین و جـري پـوراس تحت عنوان «چشم انداز تشکیلات خود را بنا نهید. » نوشته شده چنین آمده است. «چشم اندازي که به خوبی تصویر شده است از دو مولفه تشکیل می شود. مولفه نخست، جهان بینی محوري است. معرف آن است که بر چـه چیـزي تکیـه داریـم و علت وجودي ما چیست. جهان بینی محوري تغییر نمی پذیرد و مکمل آینده تصویر شـده است. مولفه دوم، آینده تصویر شده است. آینده تصویر شده آن آمالی است که می خواهیم به آن برسیم یا خلق کنیم چیزي که نیل به آن، تغییرات و پیشرفت قابل ملاحظه اي را می طلبد.»
هدف از ترسیم چشم انداز « خلق آینده » است و نه « پیش بینی » آینده. به عبارت دیگر ترسیم چشم انداز عملی منفعلانه نیست بلکه ناممکن را ممکن ساختن است و جامـه عمـل پوشاندن به آمال و آرزوها و حتی رویاها است. بدین ترتیب چشم انداز پردازي یکی از روش هـاي آینده نگاري به شمار میرود.
ویژگی های چشم انداز عبارتند از:
-چشم انداز باید بسیار ارزشمند بوده و بـر ارزش هـاي اساسـی (CoreValues ) یـک سازمان یا جامعه تاکید نماید.
-جزییات چشم انداز به خوبی تبیین شده باشد ( شفاف باشد ).
– قادر به هدایت و هدف گذاري مناسب باشد.
-تصور آن براي اکثریت اعضاي جامعه یکسان باشد.
-قدرت انگیزش نیرو در اعضا را داشته باشد.
-افراد جامعه رسیدن به آمال و آرزوهایشان را در گرو تحقق چشم انداز بدانند.
-چشم اندازي که منجر به عمل و تحرك و پویایی نشود رویایی بیش نیست.
-از واقعیات دور نباشد به گونه اي که غیر واقعی و ایده آل گرایانه به نظر برسد.
دو گونه چشم انداز حاصل از این نوع دیدمان ها شامل موارد ذیل هستند:
1-چشم اندازهای ارزش مدار
2-چشم اندازهای قدرت مدار و توانمندساز
ارزش ها معیاري براي سنجش درستی مسیر حرکت هستند. چشم انداز هـاي ارزشـی توسـط دیدمان هاي ارزش محور ایجاد می شوند و به ظرفیت ها و بایستگی ها بیشتر نظر دارد. در ترکیب نوشتاري این گونه چشم اندازها، عباراتی نظیر؛ الهام بخش، پرفـروغ، متعـالی، جایگـاه رفیـع، نهادینه سازي، رسالت، امید بخشی، فرهنگ برتر، … به وفور مشاهده می شود. ماحصل این چشم اندازها بیانیه و منشور هاي آرمانی است که زیر بناي تحـول سـازمانی و اجتماعی به شمار می روند. هدف عمده از ترسیم این گونه چشم اندازها مفهوم سـازي فرهنگـی براي فرد، سازمان و یا جامعه می باشد.
این نوع چشم اندازها توسط دیدمان هاي توانمند محور و برخی مواقع دیدمان نیاز محـور ایجـاد می شوند. این گونه چشم اندازها به جاي بایستگی ها بر شایستگی ها تاکید دارنـد و فرصـت هـا و چالش ها را بیشتر مد نظر قرار می دهد. در ترکیب نوشتاري این چشم اندازها، عبـاراتی نظیـر؛ رشد و توسعه، کسب جایگاه اول، تاثیر گذاري منطقه اي و جهانی، انطباق پذیري، تعامل پـذیري، کارایی، بهره وري، رقابت، … دیده می شود. نتیجه چنین چشم اندازي بینش هاي سازمانی و راهبردهاي پا بر جا است. هدف اصلی از ترسـیم این گونه چشم اندازها رشد و توسعه فرد، سازمان و یا جامعه است.
فعالیت و اقدامات مربوط به ترسیم چشم انداز را میتوان به نوعی مهندسی تشبیه نمود. در ایـن رابطه اندي استنلی می گوید: ” ترسیم چشم انداز، نوعی مهندسی است”. مراحل ایجاد و ترسیم چـشم انـداز عبارت خواهد بود از:

در ترسیم چشم اندازها داشتن تـواٌم دیـدمان هـاي ارزشـی و توانمنـد محـور ضـروري اسـت و چشماندازهاي قوي و موثر واجد هر دو ویژگیهاي عنوان شده میباشند . با این اوصاف مهندسی چشم انداز، علم و هنر تعیین و تبیین مقصد مطلوب براي یـک فـرد، سازمان وجامعه است. که علاوه بر تعیین مقصود غایی، به شناخت عواملی چون ویژگی هاي راه و رهرو همچنین وسایل مناسب حصول مقصود منجر خواهد شد.
ازگلی، محمد (1383). رهبري استراتژیک چشمانداز. تهران – موسسه چاپ و وانتشارات دانشگاه امام حسین
Gallopin GC (2002) Planning for resilience: Scenarios, surprises, and branch points. In: Gunderson LH, Holling CS (eds) Panarchy: understanding transformations in human and natural systems. Island, Washington, DC, pp 63–102
Maser C (1999) Vision and leadership in sustainable development. CRC, West Palm Beach
برای آموزش بیشتر روی لینک زیر کلیک نمایید.